کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته…
آن وقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:53;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
حوصله ات که سر می رود ؛
با دلـــــــــــــم بازی نکن ،
من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام.

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:51;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
واژه عشق چه هرز رفته!!!
این روزها هر احساس بی سروپایی راعشق می نامند…
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:51;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
چه بر سر ما آمد..؟
که «سلام»سادهترین واژه میان آدمها…
برایمان تبدیل به دشوارترین واژه شد…
چنان که برای بیانش..
باید به دنبال بهانه بگردیم…
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:48;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
بسیار نمی خواهم…
تنها کمیییییییییییییییییییییییییی
برای چشم به هم زدنی دستت را به من بده تا دلت را در آغوش گیرم.

فقط برا یک بار !
مرا در افسون مبهم یک دروغ …
شناور کن !
سر به گوش من بگذار ..!
و آرام بگو :دوستت دارم….!
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:46;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
سخت است میدانی….؟
اینهمه دل در دنیا هست,
که هیچ کدام برایم تنگ نمی شود…
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:45;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
گاهی دلم تنگ تو می شود …
به تمام دلایلی که نیستی …
و به اجبار آروم می گیرم …
چه اجبار تلخی …

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:44;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
وقتی می گویم دوستت دارم….
این تعارف نیست….
زندگی من است….
.
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:42;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
دلــم زیــادی روشن است
می ترسم بسوزد.

می آیی نه؟؟؟؟
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:42;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
خوشبختی
اگر سرت را روی سینه ام بگذاری…
هیچ صدایی نخواهی شنید..
قلب من طاقت این همه خوشبختی رو نداره…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:41;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
دگر درد دلم درمان ندارد…
مسیر عاشقی پایان ندارد..
مرا در چشم خود آواره کردی..
نگاهت دور برگردان ندارد…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:40;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
سر درد…دردسر..
سر درگم..
سر گیجه..
سر به هوا..
چقدر “سر” به سرم می گذارند..
دقیقه های سرد بی تو
.
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:37;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
دوستت دارم…
از طلوع عشق…
تا..
غروب سرنوشت…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:36;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
مـــــــا،
نســـــلی هستیم کــــه،
بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم…
تایــــــپ کردیـــــــــم

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:36;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
آهـــــــــــــــــــــای ســـــــــــــرنوشــــــــــت!!
اسکار حق توست سال هاست مــــــــرا
فیلـــــــــــــــــم کرده ای….!!

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:35;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
خدا آدم ها را بدلیلی وارد زندگی شما می کند…
و به دلیلی بهتر آن ها را خارج می کند…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:34;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
یوسف در چاه افتاد…
و تو در قلب من..
او عزیز مصر شد..
و تو عزیز دل من…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:33;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
من تو را…
به قلبم قول داده ام..
نگذار بدقول شوم…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:31;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
دیدی دلم شکست..
دیدی که این بلور درخشان عمر من..
بازیچه بود..
دیدی چه بی صدا..
دل پر آرزوی من..
از دست کودکی که ندانست قدر آن..
افتاد زمین…
دیدی دلم شکست….

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:26;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
چشم و دلم سیر نیست..
تو با..
نگاهت..
بوسه هایت..
سیرش کن…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:25;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
آری… چه بی رحمانه..
آمده است که بماند…
برای
همیشه…
غم تو…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:23;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
دل آرام را بی تاب می کنی …
دل بی تاب را آرام …
آخرش نگفتی تو دردی یا درمان ؟
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:23;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم..
یکی از آن گریه های شیرین کودکی ام را پس بده.

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:22;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
یاد سهراب بخیر…
آنکه تا لحظه خاموشی گفت..
تو مرا یاد کنی یا نکنی..
من به یادت هستم…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:20;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
ماه من…
نماز آیات میخوانم وقتی گرفته ای…
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:18;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
از قضاوت کردن دست بکش…
تا آرامش را تجربه کنی…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:17;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
گاهی آنقد دلم از دنیا سیر میشود که میخواهم..
تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم..
آرام و آسوده…
مثل ماهی حوضمان که چند روز است روی آب دراز کشیده.
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:16;توسط gharibe tanha; |
|
یک نظر
|
قانعم..
تو قسمت من نه…
مال مردم بودی..
قربون دلم برم که مال مردم خور نیست..
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:15;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
گاهی سرسری رد شو..
زندگی کن…
چرا که..
“دقت” .. “دق ات” میدهد..
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:14;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
قندان خانه را پر کردم از حرف هایت …
تو که میدانی …
من چای تلخ دوست ندارم …
هوس فنجانی دیگر کرده ام …
کمی بیشتر بمان …

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:10;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
یادم نرود که…
من تنها هستم اما تنها من نیستم…
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:9;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
قلبی دارم خسته از تپیدن
مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!
مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..
یـــک لبـــــخـنـــد ..
بــه بــازی میـــــگیــــری ..!
مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..
و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..
مــــــی گویند ســــاده ام ..!
اما مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ..،
همیـــــــــن!
و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:7;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
خدایا…
کاش اعتراف کنی
… جهنمی در کار نیست…
برای ما همین روزهای برزخی زمینی کافیست.
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:2;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند،
به نام بغض….”
عشق گم شده من..
نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز
تکرارنمی شوند….
وتو آنگونه ای…
فقط همین…

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:1;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
آن قدر مرا سرد کرد … از خودش ..
از عشقش ..
که حالا به جای دل بستن یخ بستم …
حالا به سمت احساسم نیا که لیز میخوری !!

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت9:0;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
بی حس شده ام از درد !
از بغــض !
فقط گاهـی …
خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را.

+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت8:59;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
هی باران …
ببار …
من سفر کرده ای دارم که پشت پایش آب نریختم …!
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت8:58;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
از زیـر سنـگ هم کـه شده پـیدایم کـُن …
مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا …
دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد
.کاش میدونستی …
اونی که نشسته …
همیشه خسته نیست !
شاید جایی برای رفتن نداره …!!!
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت8:55;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
واژه هایی که عاشقانه می شوند …
ترانه می شوند و یکی میخواند و چه دردآور است …
عاشقانه هایی که می نویسی جز او …
همه را به یاد عشقشان بیاندازد…
و تو …
همچنان بنویسی بدون این که عشق کسی باشیو یا حتی در یاد کسی …
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت8:54;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|
انصاف نیست …
دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی …
و آنقدر بزرگ باشد …
که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی …
+نوشته
شده در 4 / 3 / 1392برچسب:,;ساعت8:53;توسط gharibe tanha; |
|
نظر بدهید
|